نمی گویم همین شبهای ابرآلود برگردی

نمی گویم همین شبهای ابرآلود برگردی
تو فرصت داری اصلاً تا ابد...تا زود برگردی
تو فرصت داری از هر جای این تقویم بی تاریخ
بدون هیچ مرز، ای عشق نامحدود برگردی!
تو فرصت داری ای زیباترین فردای فرداها!...
سحرگاهی که خواهی ماند...خواهی بود...برگردی
به میعاد غزلهایی که کامل می شود با تو
تو باید ای مرد کامل! مرد موعود! برگردی
بیا موهات سمت باد را تغییر خواهد داد
تو دریایی تو باید بر خلاف رود برگردی
همین یک غنچه باقی مانده از این شاخۀ مریم
همین کافیست تا یک صبح خیلی زود برگردی!..
دیدگاه ها (۸۳)

گاهی خوابت را می‌بینمبی‌صدابی تصویرمثل ماهی در آب‌های تاریک ...

سالیانی بی‌سبب از عشق پروا کرده بودمعاشقت بودم، ولی بیهوده ح...

تا نیستی بدون تو تلخ است چای من!ای کاش میرسید به گوشت "صدای"...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

مربع عشقی

باد سردی وزید. از سمت جنگل سایه، صدایی شبیه نجواهای دوردست ب...

پریسا با اصرار مرا به اپارتمانشان دعوت کرد نپذیرفتم گفت اگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط