تنم فرسود و عقلم رفت

تنم فرسود و عقلم رفت
و عشقم هم چنان باقی....
دیدگاه ها (۱)

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بستنگفتم: عزیزم این کار را نکن, ب...

ماه بالای سر آبادی‌ستاهل آبادی در خوابروی این مهتابیخشت غربت...

تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم هم چنان باقی..

ظهر شده بود، آفتاب تابستان خانه را روشن کرده بود. نبودنت را،...

دلبر که جان فرسود از او کامِ دلم نَگْشود از اونومید نتوان بو...

نمیدونم تو عقلم چی می‌گذشت که این اهنگ و گذاشتم

من عقلم با دامیانه که گریه انیا رو در اورد🤣💢💢😠بعدشم با انیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط