فصل تنهایی و غم نزدیک است!

فصل تنهایی و غم نزدیک است!
تو نرو تا شاید،
شبی از فاصله ای کم باشد.
تو نرو تا برگی،
روی یک شاخه ی این خاطره محکم باشد.
لااقل این پاییز،
نرو از شبهایم...
دیدگاه ها (۹)

/مامان بزرگَم آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:کاری نداشتم کهزنگ ز...

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻗﺼﯿﺪ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﻣﻮﺝ ﺯﺩ ﺩﺭﯾﺎ ﻭ ﻃﻮﻓﺎﻧﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺑﻐﺾ ﭼﻨﺪﯾ...

مسافرخسته:آدم های خوب نـه خاطره انـد نـه تاریـخ✨ بلکه حقیقت ...

Maomao

صدات دوباره پیچید توو قلبمبارونه اشکم چکیده نم نمدلم گرفته ا...

لذت عشق به این است که اظهار شودحسّ زیبای تو حیف است که انکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط