در دو چشمش گناه می خندید

در دو چشمش گناه می خندید
بر رخش نور ماه می خندید
در گذرگاه آن لبان خموش
شعله ای بی پناه می خندید
شرمناک و پر از نیازی گنگ
با نگاهی که رنگ مستی داشت
در دو چشمش نگاه کردم و گفت:
باید از عشق حاصلی برداشت

سایه ای روی سایه ای خم شد
در نهانگاه راز پرور شب
نفسی روی گونه ای لغزید
بوسه ای شعله زد میان دو لب
دیدگاه ها (۳)

خخخخ!!

بچه ها این رمانو بخونیییید!خیلییی قشنگه...من عاشقشم....شاید ...

گنه کردم گناهی پر ز لذت در اغوشی که گرم و اتشین بود . گنه ...

سلامتی دخترایی که عشق شون رو به کارت شارژ نمی فروشن... سلام...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

رقیب کوچولوی جیمین... صبح روز بعد...جیمین روی مبل نشسته بود ...

پارت ۲۹ — «اعتراف تهیونگ»تهیونگ چند ثانیه فکر کرد و گفت:تهیو...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝘼𝙛𝙩𝙚𝙧 𝙎𝙩𝙤𝙧𝙮 : (real end)تهیونگ کی...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

نمیبخشمت p.23

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۸«آخرین نبرد»پدر ات اسلحه را بالا گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط