بغضی سمج هرشب گلوی مرآ میبوسد سنگینی اش چشمآنم

بُغـضی سِمِج هرشَب گـلویِ مرآ میبوسَد سنگینی اَش چشمآنَم رآ خـیس می کُـند وَ قآمَتم رآ خـمیدِه تر اَز دیروز
دیدگاه ها (۱)

حـآلِه مَـن شـبـیـه یِ {درخـت} پَژمـردَه سـت مِثـه کـسـی کِ ...

دَر مـن پـرنـده غمگینی سـت که سـال هآست توآن پرواز ندآرد نـه...

#دلم_میخواهد #پیرزنی_شوم #آلزایمر_بگیرم #زنگ بزنم_انگار_پسرم...

#خــבایـا #شَـبــیــﮧ #بــاבڪُــنَـڪــے #شـــُـבهــ امـ اَز ...

@kadejaaa

من خدایی دارم ، که در این نزدیکی استنه در آن بالاهامهربان ، ...

وقتی حیاطای قدیمی بوی زندگی می دادنهر گوشه اش پر از خاطره بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط