تو به من خندیدی
تو به من خندیدی
و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیـــب را دزدیدم
باغبان از پــے من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غــرق این پندارم
که چرا
خـــانــہ کــوچک ما سیــب نداشت
#حمید_مصدق
و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیـــب را دزدیدم
باغبان از پــے من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غــرق این پندارم
که چرا
خـــانــہ کــوچک ما سیــب نداشت
#حمید_مصدق
- ۱.۲k
- ۲۰ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط