تا خیالت

تا خیالت
از خیالم می گذشت
رنگ پاییزی
به جانم می نشست
در خم رویا
خمارت می شدم
باز بیمار و
دُچارت می شدم
در درونم
ریشه کرد چشمان تو
از همان روز
که شکارت می شدم
#شهزاد
دیدگاه ها (۹)

متروکه ی آن دردمآن درد که درمان بودبی طاقت آن روزیکه این دل ...

مرگ منیعنی که گنجشک خواند و بی تابم نکرد..........

منتظرآن شب بارانیمشعله شومدر غم پنهانیمکاش بیائی و بسوزانیمش...

تو آن مهتاب رویائیکه شب را در تماشائیتو آن عریانی نقشیکه بی ...

امروز روز منه... روزِ دختری که بارها شکست، اما خم نشد. روزِ ...

یادگاری از عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط