چندپارتی
#چندپارتی
#لینو
#استری_کیدز
{My enemy}
part⁷
.
.
.
.
.
ویو ا.ت
مدرسه که تموم شد با بی حوصلگی به سمت خونهام رفتم زخم روی زانوم میسوخت و روی دستم هم یک زخم ایجاد شده که اون خیلی درد نمیکنه ولی... چرا زندگی من باید اینشکلی باشه؟ همش تقصیر خودمه اگه اون روز انقدر اصرار نمیکردم که به اون کوه بریم شاید الان پدر و مادرم کنارم بودن.
به کوچه ی جایی که توش زندگی میکنم رسیدم که دیدم چند نفر دارن هم رو میزنن
ولی اون...لینوعه؟؟اون اینجا چیکار میکنه؟؟
سعی کردم یواشکی از بین اینا برسم به خونهام ولی لینو من رو دید
ویو لینو
لعنتی اون اینجا چیکار میکنه؟
حالا توی این اوضاع باید سرو کله ی این پیدا بشه؟!اصلا چرا اومده اینجا؟یعنی اومده کمک؟؟هه بیخیال لینو این چطوری میتونه از پس این حرومز.اده ها بربیاد وقتی حتی نمیتونه از خودش دفاع کنه...
ا.ت یک جیغ زد طوری که همه دست از دعوا برداشتند و به ا.ت نگاه کردند
_هی کله.پوک هااا!!! دعوا نکنید وگرنه به پلیس زنگ میزنم
ً(علامت یکی از بچه های اون مدرسه=)
=تو دیگه کدوم خری هستی؟
ا.ت انگشت اشاره اش رو به طرف یکی از بچه هایی که با دست چپش یقه و دوستم رو با دست چپش مشت گرفته بود گرفت
_ولش کن وگرنه به پلیس زنگ میزنم
=هی!سریع از اینجا گمش.و وگرنه خودت میدونی
_و اگه نخوام برم؟
پسره میخواست به ا.ت یک مشت بزنه ولی سریع رفتم سمتش و یک مشت تو صورتش زدم(به پسره)
بقیه اکیپش به سمت حمله ور شدن ولی من برای اینکه ا.ت چیزیش نشه مچ دستش رو گرفتم از اونجا فرار کردیم و اون ها هم دنبالمون راه افتادن
ادامه دارد...
#لینو
#استری_کیدز
{My enemy}
part⁷
.
.
.
.
.
ویو ا.ت
مدرسه که تموم شد با بی حوصلگی به سمت خونهام رفتم زخم روی زانوم میسوخت و روی دستم هم یک زخم ایجاد شده که اون خیلی درد نمیکنه ولی... چرا زندگی من باید اینشکلی باشه؟ همش تقصیر خودمه اگه اون روز انقدر اصرار نمیکردم که به اون کوه بریم شاید الان پدر و مادرم کنارم بودن.
به کوچه ی جایی که توش زندگی میکنم رسیدم که دیدم چند نفر دارن هم رو میزنن
ولی اون...لینوعه؟؟اون اینجا چیکار میکنه؟؟
سعی کردم یواشکی از بین اینا برسم به خونهام ولی لینو من رو دید
ویو لینو
لعنتی اون اینجا چیکار میکنه؟
حالا توی این اوضاع باید سرو کله ی این پیدا بشه؟!اصلا چرا اومده اینجا؟یعنی اومده کمک؟؟هه بیخیال لینو این چطوری میتونه از پس این حرومز.اده ها بربیاد وقتی حتی نمیتونه از خودش دفاع کنه...
ا.ت یک جیغ زد طوری که همه دست از دعوا برداشتند و به ا.ت نگاه کردند
_هی کله.پوک هااا!!! دعوا نکنید وگرنه به پلیس زنگ میزنم
ً(علامت یکی از بچه های اون مدرسه=)
=تو دیگه کدوم خری هستی؟
ا.ت انگشت اشاره اش رو به طرف یکی از بچه هایی که با دست چپش یقه و دوستم رو با دست چپش مشت گرفته بود گرفت
_ولش کن وگرنه به پلیس زنگ میزنم
=هی!سریع از اینجا گمش.و وگرنه خودت میدونی
_و اگه نخوام برم؟
پسره میخواست به ا.ت یک مشت بزنه ولی سریع رفتم سمتش و یک مشت تو صورتش زدم(به پسره)
بقیه اکیپش به سمت حمله ور شدن ولی من برای اینکه ا.ت چیزیش نشه مچ دستش رو گرفتم از اونجا فرار کردیم و اون ها هم دنبالمون راه افتادن
ادامه دارد...
- ۲.۹k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط