از چه بنویسم؟؟

از چه بنویسم؟؟

از قلبی که مرا نخواست؟!

یا قلبی که او را خواست؟!

از دلم که شکست؟!

یا از نگاه غریبه اش که با غریبه

آشنا شد؟!

شاید هم گناه به گردن چشمان او

باشد!

که ندید مرا!

یا ندیده گرفت...
دیدگاه ها (۱)

مرا ببخش که این قدر دوستت دارممرا ببخش که رفتی و زنده ام بی ...

ﭼﻮﻥ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﻧﻮﺷﺘﻢﺩﯾﮕﺮ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﻢ ، ﻧﺸﺪ ....

شایـــد تنــــهـــا کســـــی نیستم کـــه دوستــــت دارمامــ...

ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖبے ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆکسے ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻦنمے ﺩﺍنے چہ ﺩﺭﺩ ﺑﺪے ﺍﺳﺖﭘﯿﺮ ﺷﺪ...

نمی گویم حرامت باشد که آمدی و مرا به گناه عادت دادی و رفتی آ...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

گفتم ڪـہ دلتنگم بیـا اے آنڪہ درمان منیگفتے ڪنارم هستے وهموار...

اگر روزی میان من و تو آخرین واژه هم خاموش شد اگر نامم برای ت...

#شهیده_دانشمند#قلم_شهیدهبسم الله الرحمن الرحیمالسلام علیک یا...

«در دنیایی که هر روز با تیغ‌های تیزِ کلمات، می‌کوشند حجابِ م...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

سلاممممم

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط