من خاک خورده دوستت دارم

من خاک خورده دوستت دارم
از آن دوست داشتن هایے که
از دور پر از شوق است
از نزدیک پر از شرم
از آن دوست داشتن هایےکه
بوے ماندن مےدهد
بوےِ خواستن
بوے تمیزِ عاشقے مےدهد
از همان دوست داشتن هاے
خاک خورده ے رویایے
نمے دانم گفته بودم یا نه
من دور مانده ام
از امروز و فرداے این امروزے ها
و هرروز
میانِ باورهاےِ پاکِ دیروز
جایے که
حرمت معنا داشت
باور مقدس بود
عشق حیا داشت
روز مےگذارنم
دیدگاه ها (۱)

تو را نمےدانم !اما من به تمامِ این کوچه و خیابان هابه تمامِ ...

بیا یک قول به خودت بدهبیا و بگوهرکس که پاےِ رفتن داشتبگذارے ...

نمے بینید ؟بهار از راه رسیده؟!گنجشک ها هم هر روز صبحپشتِ پنج...

حس دوست داشتن که مے پیچد در وجودمدوست دارم،آسمان رادرآغوش بگ...

# سایه محافظ ## پارت سیزدهم ### مسیر نورزینب طومار را که نقش...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۸

Rofile of the wolf...۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط