کاترینا منظورت چیه
𝐦𝐢𝐧𝐞
#𝐦𝐢𝐧𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ³³
کاترینا : منظورت چیه ؟
جونگ کوک : بنظرت روانی ای که تفریحش کشتن ادماست می تونه بهت رحم کنه ؟
پوزخندی عصبی زدم
کاترینا : این به تو ربطی نداره
خیلی خونسرد روبه پدربزرگ کرد
جونگ کوک : فکر کردم درموردش باهاش صحبت کردین
پدربزرگ بدون جواب دادن به زمین زل زد
اونم همچنان به پدر بزرگ خیره بود
کاترینا : در ضمن ....
نگاهشو به من داد
کاترینا : اینکه من نامزد دارم چه ربطی به شما داره ؟
نیشخندی زد و از جاش بلند شد
و به طرفم اومد
جونگ کوک : دلم برات میسوزه .... واقعا نمی دونی که با قمار فروخته شدی
تهیونگ : جونگ کوک تمومش کن
ولی جوری که انگار تهیونگ حرفی نزده ادامه داد
جونگ کوک : البته نه تنها نامزدت .... بلکه منم می تونم بکشمت
کاترینا : هیچ کاری نمی تونی بکنی
ابرو هاشو بالا برد و نیشخندش اوج گرفت
جونگ کوک : جدی ؟!
دست به سینه گفتم " اوهوم "
این بود که دستشو به طرف کمرش برد و اسلحه ای درآورد
گرفت جلوی پیشونیم
جونگ کوک : حالا کی میخواد نجاتت بده؟ ( جدی )
ادامه دارد...
شرط : ۴۰ لایک 😁😁😁( خنده شیطانی )
#مال_من
#𝐦𝐢𝐧𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ³³
کاترینا : منظورت چیه ؟
جونگ کوک : بنظرت روانی ای که تفریحش کشتن ادماست می تونه بهت رحم کنه ؟
پوزخندی عصبی زدم
کاترینا : این به تو ربطی نداره
خیلی خونسرد روبه پدربزرگ کرد
جونگ کوک : فکر کردم درموردش باهاش صحبت کردین
پدربزرگ بدون جواب دادن به زمین زل زد
اونم همچنان به پدر بزرگ خیره بود
کاترینا : در ضمن ....
نگاهشو به من داد
کاترینا : اینکه من نامزد دارم چه ربطی به شما داره ؟
نیشخندی زد و از جاش بلند شد
و به طرفم اومد
جونگ کوک : دلم برات میسوزه .... واقعا نمی دونی که با قمار فروخته شدی
تهیونگ : جونگ کوک تمومش کن
ولی جوری که انگار تهیونگ حرفی نزده ادامه داد
جونگ کوک : البته نه تنها نامزدت .... بلکه منم می تونم بکشمت
کاترینا : هیچ کاری نمی تونی بکنی
ابرو هاشو بالا برد و نیشخندش اوج گرفت
جونگ کوک : جدی ؟!
دست به سینه گفتم " اوهوم "
این بود که دستشو به طرف کمرش برد و اسلحه ای درآورد
گرفت جلوی پیشونیم
جونگ کوک : حالا کی میخواد نجاتت بده؟ ( جدی )
ادامه دارد...
شرط : ۴۰ لایک 😁😁😁( خنده شیطانی )
#مال_من
- ۱.۹k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط