نه از افسانه می ترسم نه از شیطان

نه از افسانه می ترسم نه از شیطان

نه از کفر و نه از ایمان

نه از آتش نه از حرمان

نه از فردا نه از مردن

نه از پیمانه می خوردن

خدا را می شناسم از شما بهتر  

شما را از خدا بهتر

خدا از هرچه پندارم جدا باشد

خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد

نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد

که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ای وحشت نما باشد

هراس از وی ندارم من

هراسی را از این اندیشه ام در پی ندارم من

خدایا بیم از آن دارم

مبادا رهگذاری را بیازارم

نه جنگی با کسی دارم

نه کس با من ...

بگو موسی بگو موسی

پریشان تر تویی یا من ...
دیدگاه ها (۲۳)

صبوری را خوب به من آموختی...خدای مهربانم...و هرچه که از سوی ...

ﻣﻨﻢ ﺁﻥ ﮔﺮﮒ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ، ﺳﻼﻣﯽ ﺑﯽﻃﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡﺗﻮ ﮐﻔﺘﺎﺭﯼ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ، ﺳﺮﺍﺳﺮ ﮐ...

خدایابه دل نگیر اگرگاهی "زبانم " ازشکرت باز می ایستد....تقصی...

ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽﮐﻮﭼﻪ ﺑﺎﻏﯽ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖﮐﻪ ﺩﺭﺁﻥ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯾﻢ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖﺁﺳﻤﺎﻧ...

عاشقانه های شبنم

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹ کوک  : سلام جوجه ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ت : وای مثل اون سری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط