دلم میخواست عقاب سرکشی باشم

دلم میخواست عقاب سرکشی باشم
که سینه ی آسمان را بشکافم
و خودم را به تو برسانم …
یا اسب آزادی که شیهه کنان
از دشت ها و دره ها بگذرم
و خودم را به تو برسانم …
دلم میخواست ماهی دریا باشم
آرام و رها از آب ها رد شوم
و خودم را به تو برسانم …
اما …
عشق من!
هرگز فکر نمیکردم
کبوتر زخمی ای بشوم
که سنگ سرنوشت بالهایش را شکسته…
کبوتری که چاره ای
جز انتظار ندارد …
دیدگاه ها (۲)

فرقِ من و تو فقط چند ساله !من همین الآن می خواهمَتامّا تو بخ...

پرسیدم عشق در کجاست؟پاسخ داد :عشق در هواست، تو نَفَس هایت را...

دلتنگی نه لباس است که تغییرش دهم...و نه اشک که از چشمانم ببا...

همه آدم‌های زندگیتونقابل جایگزینی نیستنحواستون باشه کیو میرَ...

پارت 102

#pain #P³¹_خب جونگکوک همیشه گند اخلاق و عصبیه پس چیزی نیست م...

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز {My enemy}part¹².....ویو ا.ت درحا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط