با قلم موی خیالت یادگاری میکشم

با قلم موی خیالت یادگاری میکشم
یک قفس بی پنجره با یک قناری میکشم
بی تو باران می شود این بغض های لعنتی
پشت پلکم انتظارت را بهاری میکشم
لاله یِ لبهایِ تو گل بوسه را جان می دهد
بوسه ها را لب به لب سرخه اناری میکشم
نیستی از من ولی انگار چیزی کم شده
مثل ساعت لحظه ها را بی قراری میکشم
گفته بودی می روم اما کسی باور نکرد
سالهاست من بعد تو چشم انتظاری میکشم
آسمان بی ماه مانده تا تو برگردی شبی
پشت پایت آب را بی اختیاری میکشم
یاد تو هر شب قلم مو را به دستم می دهد
با قلم موی خیالت یادگاری میکشم....
دیدگاه ها (۲)

آمدم شعر برای تو بخوانم، که نشدلحظه ای چند کنار تو بمانم، که...

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟با دو چشمان پر از اشک صدایش ...

ﺧﯿﺮﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﭼﺸﻢِ ﺧﯿﺴﺖ ﺣﺴﺮﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦﻗﺒﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﺎﺵ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ، ﻧﯿ...

با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمنبا تواَم بی خبر از حال و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط