پارت

پارت۵
که یهو دستی رو شونم احساس کردم برگشتم دیدم جیهوپ هست
☆جیهوپ برادرشه(کمبود اسم و شخصیت😂)(چه غلطا چه شانسی😑😑)

جیهوپ:رونا چیشده؟ببینمت(نگران)(متوجه گونه قرمزت شد)

رونا:هیچی نشده

جیهوپ:دروغ نگو بهم بگو ببینم چی شده(عصبی)

رونا:هیچی(بغض)

جیهوپ:فک میکنی من خرم چیزی نمی فهمم(دور از جون)چرا گونه ات قرمز هست؟صب کن ببینم نکنه کار جونگکوک هست؟؟ بیا بریم من تکلیف تو و اون رو مشخص کنم(دستش رو کشید میبرد)(عصبی)

رونا:اوپا ولش کن حالم خوب نیست اونوقت به فکر دعوا کردن با اونی؟(گریه)

جیهوپ که متوجه حالت شد(بچم چه با درک هست قربونش برم)
جیهوپ:شام خوردی؟
رونا:نه
جیهوپ:منم نخوردم بیا بریم رستوران
داشتیم غذا می خوردیم که گوشی جیهوپ زنگ خورد
رونا:کیه؟
جیهوپ:.....

بعد از اینکه از مدرسه برگشتم بازم میزارم
حمایت کنید😭💔
دیدگاه ها (۰)

پارت ۶رونا:کیه؟جیهوپ:جونگکوکهمکالمه جیهوپ و کوککوک:سلام هیون...

پارت۷جیهوپ:بذار قدر تو رو بدونه به خودش زحمت بده دنبالت بگرد...

پارت ۴رونا:داشتم شام رو آماده میکردم که یهو جونگ کوک عصبی او...

پارت ۳که یهو دیدم سوجین افتاد بدو بدو رفتم سمتشسوجین:مامانم ...

پارت۵که یهو دستی رو شونم احساس کردم برگشتم دیدم جیهوپ هست☆جی...

#سناریو موضوع= وقتی با گریه شدید و بغض میری پیششون و میگی اج...

پشیمونی 😔 {طابع قوانین ویسگون}(یادم رفت بگم هارا به دختر خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط