دل برده ای به کجا ای زیبا نگار

دل برده ای به کجا ای زیبا نگار
نشد به قامت تو راست هیچ سرو و چنار
به غیر سرو که باشد به باغ قامت تو
کسی ندیده چو تو بر کنار جوی کنار
دیدگاه ها (۰)

آفتاب آمد و روز آمد وشب رفتدر فصل بهاران دل من در پی او رفت

دریای ذهن ز موج ترانه لبریز می‌شود

در جنگل خیالم و از جهان بی خبرم به جز خیال تو نیست در نظرم م...

ای دلم مستغرق سودای توسرمهٔ چشمم ز خاک پای توجان من من عاشقم...

تولدت مبارکم باشه دار و ندارم امسالم نشد کنارت باشم نشد از ن...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #احساسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط