در نیمه شبِ خسته ی تهران بغلم کن
در نیمه شبِ خسته ی تهران بغلم کن
در بارش بی وقفه ی باران بغلم کن
در ساعت تنهایی یک کوچه ی بن بست
در اوجِ ترافیک خیابان بغلم کن
من ساده از احساس دلت دست کشیدم
حالا که شدم سخت پشیمان بغلم کن !
نگذار که سرما به تنم اُخت بگیرد
وقتی نرسیده ست زمستان ، بغلم کن
بی دلهره و دغدغه از مهر گذر کن
یکبار دگر چندُم آبان بغلم کن ...
در بارش بی وقفه ی باران بغلم کن
در ساعت تنهایی یک کوچه ی بن بست
در اوجِ ترافیک خیابان بغلم کن
من ساده از احساس دلت دست کشیدم
حالا که شدم سخت پشیمان بغلم کن !
نگذار که سرما به تنم اُخت بگیرد
وقتی نرسیده ست زمستان ، بغلم کن
بی دلهره و دغدغه از مهر گذر کن
یکبار دگر چندُم آبان بغلم کن ...
- ۳.۰k
- ۲۶ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط