وقتی بزرگ شدیم و تنهایی رو ؛

وقتی بزرگ شدیم و تنهایی رو ؛

تجربه کردیم تازه فهمیدیم ؛

چوپان قصه ی ما دروغگو نبود ؛

تنها بود و از ترس تنهایی ؛

فریاد گرگ سر میداد ؛

افسوس که مردم هرگز نفهمیدند ؛

و فقط گرگها فهمیدند چوپان چقدر تنهاست....
دیدگاه ها (۴)

:به سلامتی اونا که میدونن ما کسی نیستیم ؛ولی از ما یاد میکنن...

چه سکوتی ؛تمام دنیا را فرا می گرفت اگر هر کس ؛به اندازه ی صد...

امروزپنجشنبهیادی کنیم ازمسافرانیکه روزی درکنارمان بودندواکنو...

یارب دل ماراتو به رحمت جان ده...درد همه را به صابری درمان ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط