در قرنطینه ی چشمانت هلاک افتاده ام

در قرنطینه ی چشمانت هلاک افتاده ام
پیش چشمان قشنگ تو به خاک افتاده ام
از می چشمان تو مستم به امید نگاه
چون بنوشم جرعه ای ازتیک وتاک افتاده ام
شور احساس مرا دیدی و دل را برده ای
مثل گل درعشق بلبل چاک چاک افتاده ام
سر زمین قلب من در دست تواشغال شد
کرده ای صد قطعه اکنون بی پلاک افتاده ام
من شدم اواره ی کوی پر از رنج وبلا
در میان شور عشقت سینه چاک افتاده ام
من پرستوی‌تو هستم تو عقاب دشت من
بین .چگونه در نبودت دردناک افتاده ایم
دیدگاه ها (۱۱)

درخت اگر منم امّید ِ صد جوانه توییبهار ِ سبز ِ دل انگیز را ،...

یادے مرا نڪردے یادم تو را فراموش فانوس راه بودے حالا دوباره ...

هر تپش در سینه‌ام اندوه پر تکرار داشتچشمهای عاشق من سرگذشتی ...

نیمی از جان مرا بردی، محبت داشتینیم باقی مانده هم هروقت فرصت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط