راست گفتی سهراب من هم در تردیدم

راست گفتی سهراب من هم در تردیدم
من در این عرصه آغشته ب بغض
لب خندان دیدم
چشم گریان دیدم

گریه کردم اما
بارها خندیدم
رمز بیداری را
پشت بی خوابی این ثانیه ها فهمیدم
من به دل های زمین مشکوکم
دیدگاه ها (۲)

‌‌‌با تبسم های گرمت روز من آغاز شد...صبح آمد، خنده ات جاریست...

دل را نگاهِ گـرم تو دیـوانه می کند ...

می رسد روزی که"من و تو"پروانه خواهیم شد بگذار هرچه میخواهند ...

عاقبتیک روزیک نفر می آیدو تمام آن هایی که رفته اند رااز یاد ...

#ازداوج_اجباری پارت ۲۶ویو لیلی::+یونگیا _مگه نگفتم منو بع ای...

گاه گاهی خلوت خود را پریشان می‌کنممی‌نشینم گوشه ای و چشم گری...

قتل عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط