آمدی همچون مسافر بوسه ای بر من زدی
آمدی همچون مسافر بوسه ای بر من زدی
با دل و چشمت عجب آتش بر این خرمن زدی
از همان شب خواب از چشمان من بیرون شده
مبتلا گشتم به چشمت این دلم پر خون شده
پر شده عطر نفسهای تو در شبهای من
دور کردی از دلم با خنده ات غمهای من
با دل و چشمت عجب آتش بر این خرمن زدی
از همان شب خواب از چشمان من بیرون شده
مبتلا گشتم به چشمت این دلم پر خون شده
پر شده عطر نفسهای تو در شبهای من
دور کردی از دلم با خنده ات غمهای من
- ۱.۱k
- ۱۳ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط