گیج می خُورَد دِلَم، پشت خاکریزها

گیج می خُورَد دِلَم، پشت خاکریزها
مصر آرزو کجاست آه ای عزیزها؟

راه آسمان هنوز، ناگشوده مانده است
کی به نور می رسد، دست این گریزها؟

انتظار می کشند رویشی دوباره را
شعله های ساکتِ آخرین ستیزها

بوی مرگ می دهد، بوی آب و دانه نیز
کوچه های بی شهید، شهر دشنه تیزها

چفیه های چاک چاک، خاک می خورند و ما
سال هاست مانده ایم دلخوش چه چیزها:

مشت های آهنین، خطبه های آتشین
اشتراک دردها، انحصار میزها

سیدضیاءالدین شفیعی
#شهدا
#شهدا
دیدگاه ها (۰)

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

قربانی شهر فریبمآرامشی در چهره ات بودآرامشی زیبا برادر!خون ت...

قدم قدم همه جا آمدم به دنبالتنبوده ام نفسی بی خبر از احوالتج...

این روزها میان شهیدان چه همهمه ستاین انقلاب ادامه فریاد فاطم...

گیج می خُورَد دِلَم، پشت خاکریزهامصر آرزو کجاست آه ای عزیزها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط