ملکه من

ملکه من:
p9:
ویو ا.ت:
نگاه سنگینشو رو خودم حس میکنم پس تصمیم گرفتم سکوت ماشینو بشکنم
ا.ت: رئیس؟
جیمین:نه دیگه باید جیمین صدام کنی
ا.ت:چشم ... جیمین جیمین جیمین(آروم)
جیمین:چرا هی تکرار میکنی؟(خنده)
ا.ت: آمممم می‌خوام اسمتو حفظ کنم(خنده)
جیمین:باشه
ا.ت:اسمت خیلی قشنگه
جیمین:ممنونم
راه افتادیم اما من پشیمونم.... نباید همچین لباس کوتاهی میپوشیدم واقعا نگاه های سنگین جیمین رو روی خودم حس میکردم که باعث شد رون هامو به هم فشار بدم چرا زمان آنقدر کند میگذره هوا هم داره گرم تر میشه
ا.ت:جیمین شی میشه شیشه رو هارو پایین بکشید
جیمین:باشه
صورتمو از شیشه به سمت بیرون بردم تا اون حس نگاه رو از رو خودم بردارم بعد پنج مین رسیدیم اول جیمین پیاده شد و بعد هم درو برای من باز کرد اون واقعا یه جلتلمنه مرتیکه ی جذاب. اون دکمه های اولی که باز کرده اون تره قوه هایی که بیرونه اون کت مشکی با مو های بلوند طلایی واقعا دختر کشه امید وارم همکارانمو نبینم دوست ندارم دشمن تراشی کنم چون دختر های زیادی تو شرکت عاشق رئیس هستن جلوی همچین عمارت بزرگی ماشین ایستاده بود و حالا همراه با جیمین وارد اون عمارت بزرگ شدیم
جیمین:بهتره از کنار من تکون نخوری
ا.ت:بهتره اصلا از جام تکون نخورم
جیمین:چرا
ا.ت:چون از همین جا نگاه های مردم رو روی خودم حس میکنم
یک آن جیمین کتشو درآورد و روی شونه هام انداخت
جیمین: تقصیر خودته اگه آنقدر لباس قشنگی نمی پوشیدی همه ی نگاه ها روت میخ کوب نمی موند
ا.ت:ممنون ولی من قصد دارم دل یکی رو ببرم(لبخند)
جیمین:اووو کی هست؟
ا.ت:نه دیگه اینو نمی گم
دیدگاه ها (۰)

ملکه من:p10:ویو ا.ت: جیمین:د آخه فکر کنم اونی که میخوای دلش...

ملکه من:p11: ویو جیمین: ا.ت رفت دستشویی و من دلیلشو فهمیدم ا...

ملکه من:p8:ویو ا.ت فردا: من لباس های خیلی ساده ای داشتم برای...

ملکه من:p7:ویو جیمین:.....:سلام شما؟ جیمین:سلام من همکار خان...

خونآشام من

پارت جدید عشق بی عیب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط