کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود، ثروتمندی مغروری به او رسید

کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود، ثروتمندی مغروری به او رسید و با تکبر گفت:


بکار، که از تو کاشتن است و از ما خوردن!






کشاورز نگاه معنا داری ب او انداخت و گفت:
دارم یونجه میکارم!!!
دیدگاه ها (۴۵)

چگونه مثل من شوید؟...................اوهووووووووووووووووو 😕 ...

؟

🚬 نکات طبیعی برای ترک سیگار (۱)👈 نوشیدن آب خنک با استفاده ا...

. در کنار تو وجودم به خدا نزدیک استهر که نزدیک خدا شد به شما...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹⁸(نایون+...

خورشید امروز هم طلوع کرد تا به ما یادآوری کند...امید، هرگز غ...

ما اتفاقات الان رو گذاشتیم رو حساب رسوا سازی منافقااین اشغال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط