ای خنده‌ات تجلی غم، بی‌امان بخند

ای خنده‌ات تجلی غم، بی‌امان بخند
آری بخند یک‌سره با این و آن بخند

چون بادبادکی که نخش دست کودکی‌ست
سرگرم کن مرا و خود از آسمان بخند

تا بغض در صدای من این بار بشکند
خاموش باش با من و با دیگران بخند

مانند آنچه زلزله با شهر می‌کند
یک دم به من نگاه کن و ناگهان بخند

وقتی تمام اهل زمین عاشقت شدند
ابلیس‌وار رو به تمام جهان بخند

#مجید_ترکابادی
#پائیز
#حس_ناب
#autumn
دیدگاه ها (۰)

ای خنده ات تجلی غم ؛بی امان بخنداری بخند یکسره با این و آن ب...

جان لنون می گوید وقتی به مدرسه می رفتم، با پرسش زیر مواجه ش...

خماری !!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط