خدایا🙏

خدایا🙏
دلم برای خانه مادربزرگ
و خنده های
مهربانش تنگ شده
دلم جمعه های
قدیم را میخواهد‌ و
حیاط مادربزرگ را
دلم میخواهد
صبح جمعه مادر بزرگ
از سمارنفتی پای سفره
چای برایم بریزد
دیدگاه ها (۱۳)

زن‌ها را باید آهسته در آغوش کشید، آن‌ها در زندگی آن‌قدر برای...

تا ولولهٔ عشق تو ، در گوشم شدعقل و خرد و هوش ، فرامو...

باران کهگرفت غربتم را شستمدلتنگی تلخعزلتم را شستمیک شب توبه ...

بعضی هاوقتی برایت مینویسند:خوبی؟آدم،لبخند مهربانشان رابین حر...

یاد جمعه های قدیم بخیر حیاط بزرگ مادربزرگبا حوض آبی فیروزه ا...

دلم عجیب هوای قدیم را کردههوای حیاط خانه ی مادربزرگبا حوض آب...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط