Part

۵𝑚𝑖𝑢𝑡𝑒𝑠 𝑡𝑜 𝑑𝑒𝑎𝑡𝒉
Part 1
دختر دستاشو بصورت التماس واری برد بالا و رو به پدرش التماس کرد که دیگه اونو کتک نزنه اما پدرش بی اعتنا به التماس های دخترش ادامه میداد و با سنگدلی تمام کتکش میزد
دلیل این همه پرخاشگری فقط این بود که دختر از روی بی خبری زودتر از پدرش از سر میز شام بلند شد...
×لطفاً بس کن پدر(گریه شدید)
پ.و: دختره ی هرزه هیچوقت سعی نکردی رسم و رسوم رو یاد بگیری
همینجور داشت بدون مکث پشت سر هم لگداشو توی دل دختر خالی میکرد که این لگد های مداوم باعث شد خون بالا بیاره و بیهوش بشه
توی همون حالت اون دختر رو ول کرد و بعد از کلمه ی هرزه زیر لبش راهی اتاق کارش شد...
ساعت ها گذشت اما از بین اونهمه خدمه ای که توی اون عمارت بزرگ و وسیع کار میکردند کسی از ترس ارباب اون عمارت جرعت نزدیک شدن به اون دختر رو نداشتن و بی تفاوت از کنارش رد میشدن به طوری که انگار وجود نداشت...
بعد از چند ساعت بلاخره به هوش اومد اما به محض به هوش اومدنش درد شدیدی رو توی ناحیه های مختلف بدنش حس کرد که این درد شدید باعث شد توی خودش جمع شه با سختی زیاد از سر جاش بلند شد و سمت اتاقش رفت و حوله اشو برداشت و رفت سمت حموم لباساشو در اورد و توی اون شب سیاه زمستون شیر آب سرد دوش رو باز کرد
قطرات آب دردناک روی بدنش میریختن و از اونجا روی زمین فرود میومدن به آرومی اما دردناک دستشو میکشید روی کبودی های بدنش حتی اون لمس های کوچیک باعث میشد که دردش تازه شه
بلاخره بعد از ده مین موندن زیر اون آب های سرد شیر رو بست و حولشو به تنش کرد و از حموم رفت بیرون اونقدری درد داشت که حتی تحمل سنگینی لباس به تنش رو نداشت پس با همون حوله به تنش روی تخت دراز کشید و چشماش رو بست....

اگه دوستش داشتین بگین ادامش بدم🙂🙂
دیدگاه ها (۵۷)

CHERRY BLOSSOMPart 22ویو سونگمین داشتم سعی میکردم به سختی از...

۵𝑚𝑖𝑢𝑡𝑒𝑠 𝑡𝑜 𝑑𝑒𝑎𝑡𝒉Part 2(6 May) (کاخ چانگ دیوک گونگ)دختر میون ...

CHERRY BLOSSOMPart 21رز احساس میکرد که جون وو احساس راحتی نم...

CHERRY BLOSSOMPart 20_میگم رز...... +بله؟ _میشه بشینی میخوام...

FOX p:1جئون جونگکوکتوی خیابونا میگشتو دنباله چیزی برای سیر ک...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟖اون شب، ات از شدت خستگی و تب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط