وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین می روی

وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین می روی
و می‌بینی چقدر آهسته می رود
تازه می‌فهمی چقدر پیر شده !
وقتی مادر بعد از غذا پنهانی مشتی دارو را می‌خورد ، می‌فهمی چقدر درد دارد اما چیزی نمی گوید..
llدر ۱۰ سالگی : مامان ، بابا عاشقتونم

در ۱۵ سالگی : ولم کنین

در ۲۰ سالگی : مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم

در ۲۵ سالگی : باید از این خونه بزنم بیرون

در ۳۰ سالگی : حق با شما بود

در ۳۵ سالگی : میخوام برم خونه پدر و مادرم

در ۴۰ سالگی : نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم !

در شصت سالگی : من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...

و این رسم زندگی است....

چه آرامشی دارد قدردان زحمات پدر و مادر بودن و هیچ زمانی دیر نیست
حتی همین الان..
دیدگاه ها (۴)

asan midoni mn kiaaamm????

#JoJo

:| salamm

ch fkraaaiiii?????

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط