با توبه ی گرگ پاک دامان نشود،از ترس خدا نماز ایمان نشود،خ

با توبه ی گرگ پاک دامان نشود،از ترس خدا نماز ایمان نشود،خیام بگفت و خلق را چاره نشد !؟
شاهکار مگو ک جهل درمان نشود ...
دید شیخی دختری زیبا و حالش شد خراب
بند تنبان شل اش طرحی پلید افکار کرد
در پی دختر فتادو راه را بر او ببست
دست بر تسبیح برد و اینچنین گفتار کرد
گفت :گیسوی توبیرون است ازمحدوده اش
گفت : شیخا هیز چشمی بایدت افسار کرد
گفت : چادر زینت زن موجبات پاکی است
گفت : پاکی را نشاید چاره با چلوار کرد
گفت : من فرمان به کشور میدهم آنگاه تو گفت : باید گریه بر آن کشور بیمار کرد
گفت : مهرت چند دختر صیغه فرمان خداست
گفت : سگ ترجیح دارد بر تو تا دیدار کرد
گفت : در زیر عبایم جای تو امن است
و گرم گفت باید بر عبای چون توی"ادرار"کرد .
گفت : فرمان میدهم تا سنگسارانت کنند
گفت : باید مرد تا این خلق را بیدار کرد
گفت : جای خواهرم هستی توبدخلقی مکن گفت : تو با خواهرت هم صیغه را اصرار کرد ،گفت : شیخا جملگیتان را نه از گردن کم است باید از ماتهتتان بر چوبه های دار کرد ...
دیدگاه ها (۶)

شیخ و دختربا توبه ی گرگ، پاک دامان نشود؛ از ترس خدا،نماز ایم...

مردم غزه تسلیت تسلیت

شهروز طاهره«بزرگ شدیا!» این حرف را بعد از ۱۵‌سال شهروز با یک...

#چگونه-باپدرت-آشنا-شدم؟-۸-نامه شماره هشت «شهروز طاهره»«بزرگ ...

نامه شماره هشت «شهروز طاهره»«بزرگ شدیا!» این حرف را بعد از ۱...

قصه های شبانه :چگونه با پدرت آشنا شدم _مونا زارع نامه شماره ...

که تمام روز مشغول رتق و فتق امور بوده و سختی کار ها آن شب او...

شعر کلاغ و عقاب دکترپرویز ناتل خانلری (از شاهکارهای شعر- معا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط