وانشاتعاشق بودن جرم نیست
وانشات"عاشق بودن جرم نیست"
pt: 12
*ویو تهیونگ*رسیدیم به یه پارک که یه چرخ و فلک بزرگ داشت
ا.ت: بریم سوار چرخ و فلک شیم*حالت کیوت
تهیونگ: باشه بریم
رفتیم دو تا بلیت گرفتیم و سوار شدیم رسیدیم اون بالا که چرخ و فلک ایستاد یه منظره خیلی دیدنی داشت
ا.ت: خوشحال شدی
تهیونگ: تا تو با من باشی من خوشحالم
ا.ت: یعنی دوسم داری
تهیونگ: اره چطور
ا.ت: هیچی
تهیونگ خواست حرف بزنه انقد هیجان داشتم که لبشو بوسیدم
وقتی ازش جدا شدم
گفتم: ببخشید
تهیونگ: بلاخره ما چند روز دیگه ازدواج میکنیم
ا.ت: درسته
بعد از چند دور اومدیم پایین
داشتیم به خونه بر میگشتیم
تهیونگ: ا.ت فردا قراره بریم اردو چیزی نمی خوای
ا.ت: نه ممنون
دست همو گرفتیم و رفتیم خونه من رفتم یه حموم کردم از حموم اومدم بیرون لباس خوابمو پوشیدم موهامو با سشوار خشک کردم کیفمو آماده کردم که تهیونگ اومد تو یه کیسه توی دستش بود
تهیونگ: ا.ت این گوشی برای توعه اون شب گوشیت شکست واسه همین اینو برات خریدم صبح یادم نبود بهت بدم
ا.ت: ممنونم عشقم
تهیونگ: عشقم؟؟
ا.ت: اره دیگه
تهیونگ: باشه دیگه بخواب وگرنه قلقلکت میدم
ا.ت: باشه باشه
تهیونگ لباس هاشو عوض کرد و اومد رو تخت بغلم کرد و خوابیدیم فردا ساعت 5 بود از خواب بیدار شدم پنج و نیم ساعت زنگ خورد تهیونگ بلند نشد
ا.ت: تهیونگ..... تهیونگ*خواب آلود
تهیونگ: چیه*خواب آلود
ا.ت: پاشو بریم*خواب آلود
تهیونگ: وایسا هنوز زوده*خواب آلود
ا.ت: پاشو دیگه عه*داد
تهیونگ: باشه چرا عصبانی میشی*داد
ا.ت: چون بیدار نمیشی
تهیونگ: باشه ببخشید
ادامه دارد
pt: 12
*ویو تهیونگ*رسیدیم به یه پارک که یه چرخ و فلک بزرگ داشت
ا.ت: بریم سوار چرخ و فلک شیم*حالت کیوت
تهیونگ: باشه بریم
رفتیم دو تا بلیت گرفتیم و سوار شدیم رسیدیم اون بالا که چرخ و فلک ایستاد یه منظره خیلی دیدنی داشت
ا.ت: خوشحال شدی
تهیونگ: تا تو با من باشی من خوشحالم
ا.ت: یعنی دوسم داری
تهیونگ: اره چطور
ا.ت: هیچی
تهیونگ خواست حرف بزنه انقد هیجان داشتم که لبشو بوسیدم
وقتی ازش جدا شدم
گفتم: ببخشید
تهیونگ: بلاخره ما چند روز دیگه ازدواج میکنیم
ا.ت: درسته
بعد از چند دور اومدیم پایین
داشتیم به خونه بر میگشتیم
تهیونگ: ا.ت فردا قراره بریم اردو چیزی نمی خوای
ا.ت: نه ممنون
دست همو گرفتیم و رفتیم خونه من رفتم یه حموم کردم از حموم اومدم بیرون لباس خوابمو پوشیدم موهامو با سشوار خشک کردم کیفمو آماده کردم که تهیونگ اومد تو یه کیسه توی دستش بود
تهیونگ: ا.ت این گوشی برای توعه اون شب گوشیت شکست واسه همین اینو برات خریدم صبح یادم نبود بهت بدم
ا.ت: ممنونم عشقم
تهیونگ: عشقم؟؟
ا.ت: اره دیگه
تهیونگ: باشه دیگه بخواب وگرنه قلقلکت میدم
ا.ت: باشه باشه
تهیونگ لباس هاشو عوض کرد و اومد رو تخت بغلم کرد و خوابیدیم فردا ساعت 5 بود از خواب بیدار شدم پنج و نیم ساعت زنگ خورد تهیونگ بلند نشد
ا.ت: تهیونگ..... تهیونگ*خواب آلود
تهیونگ: چیه*خواب آلود
ا.ت: پاشو بریم*خواب آلود
تهیونگ: وایسا هنوز زوده*خواب آلود
ا.ت: پاشو دیگه عه*داد
تهیونگ: باشه چرا عصبانی میشی*داد
ا.ت: چون بیدار نمیشی
تهیونگ: باشه ببخشید
ادامه دارد
- ۴۲.۷k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط