وقتی میگن (یکی بود یکی نبود )

وقتی میگن (یکی بود یکی نبود )
یادت می یاد پشت اون یکی بود و یکی نبود
چیا بود و چیا نبود
یادت مونده هنوز
زیر اون گنبد کبود
دوتا پرنده بودن
ولی راهشون هیچوقت با هم یکی نبود
یادش به خیر
همیشه کبوترا بودن توی قصه هامون
اما یکی شونم سفید نبود
یادته
توی اون یکی بودو یکی نبود
من بودم - تو بودی و خدا بود
ولی آخرش
به جز خدا هیچکی نبود .
یادش به خیر
یکی بود یکی نبود اول یه قصه ای بود
اما بعدش دیگه اون قصه نبود
خاطره درد همه بود و دیگه خنده نبود .
نمیدونم یکی به من بگه
به من بگه
خدا کجا بود که دیگه هیچکی نبود
یکی بگه خدا کجا بود که نبود
دیدگاه ها (۱۳)

یکی بود یکی نبودتو این دنیا روزی نبودآدمی بود که خسته بودعاش...

ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزانبر شاخ و برگ از درد دل ...

ای تیره زلف درهم ای نافهٔ تتاریکار من از تو درهم روز من از ت...

نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهاییچه شود کز دلم امروز گره بگشا...

پارت ۴۸ رومان _ سناریو _ پارت

#تکپارتیSoulmate Echo🎻🎞«تکپارتی: تهیونگ و ات» «موضوع: عشق ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط