ویو یونگی

ویو یونگی
اون ویدیو رو دیدم و ناراحت شدم،من چرا اون کارو باهاش کردم،از یک ساعت پیش خبری از رورا نیست انگار نیست و نابود شده (من که بهت گفتم،البته نگفتم کارما بهت برگشت)
ولش کن معلوم شد که از اول داشت فریبم میداد
(نکته الان شبه)
رفتم تو آشپز خونه ی غذا درست کنم بخورم
ناخوداگاه گفتم
یونگی:ات غذا خوردی؟
چی من چطور اینو گفتم(از رو عادت)
«ویو چند روز بعد»
«ات ویو»
توی این چند روز همش منو کتک زدن و فیلمشو برا یونگی فرستادن
همین جوری داشتن میزدنم که......
{°°}
دیدگاه ها (۱)

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

part¹²ویو جونگکوک::نمیدونستم اون یارو کی بود و ات رو واسه چی...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و...p22 ویو ات وقتی ماجرا رو...

part²⁶ات ویوکوک برگشت و برای همه شراب می‌گرفت اما برای من نگ...

پشت نگاه سردت — پارت ۱۱ویو آتکه یهو ته منو پرت کرد توی استخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط