در تماشا تو افتاد کلاه از سر چرخ

در تماشاے تو افتاد کلاه از سرِ چرخ
خبر از خویش نداری چقدر رعنایی
دیدگاه ها (۰)

آن‌چه در غیبتت ای دوست به من ‌می‌‌گذردنتوانم که حکایت کنم ال...

هر شب از کودکی اش داده سلامی به حسینعشق خوب است که چون عیش م...

شَب‌های‌جُمعه‌کوه‌گُناهان‌شَود‌چو‌کاهمَعنایِ‌مَغفِرَت‌اَثَری...

عاشقانی کہ مدام از فرجت میگفتندعکسشان قابــ شد و از تو نیامد...

خبر نداری حالم چقدر بده بچه..

من از شوخی های دلبر چی بودم خبر خبرغم نداری بز بخرحالا من پر...

دلم .....را دوست دارم وقتی برای تو تنگ میشودو تو را .....که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط