کله پوک صورتی

کله پوک صورتی✨️
پارت ۳۳
ویو امیل و کیتی :
امیل توی ذهنش : وای باورم نمیشه من با کیتی همگروهی شدم
هیچکدومشون به اندازه ی من خوش شانس نبودن《 دامیان که خر کیفه شما دوتا خر شانسین 😂》
نکته : امیل از کیتی خوشش میاد
کیتی : هی امیل من نمیتونم نقشه رو بخونم تو میتونی ؟
امیل توی ذهنش : او فرصت خوبیه
امیل : آره که میشه نقشه رو بده به من
امیل یک دفعه شوکه میشه
امیل تکی ذهنش : اع کدوم طرف به سمت قله میره ای وای بهتره شانسی بگم ته تهش میگم نقشه رو برعکس گرفته بودی
امیل :اع اع ا...از س..سمت ر...است
کیتی :ام مطمعا خیله خب باشه به سمت راست میریم
ویو نادیا و هیون جو:
نادیا : هی هیون تو دلت نمیخواد که استلا بگیری ؟
هیون : آره معلومه تو عمرم این جند ساله تا به حال استلا نگرفتم
نادیا : خب بیا یک کاری کنیم من هم استلا نگرفتم فقط تونیتروس گرفتم
هیون : باز میخوای گند کاری کنی
نادیا : اوع خیلی معلومه نه من یک نقشه ای دارم
هیون : نقشه ات صدمه زدن به دامیان درسته
نادیا :خوشم میاد آنقدر من و میشناسی بیا به سمت شمال غربی بریم دامیان و انیا اونجا میرن
ویو انیا و دامیان : خیله خب نقشه داره میگه ما الان باید نزدیک دریاچه ابشار باشیم که نشانه اش اینجا نوشته خیزش سیب از درختان آبان گرم وات یعنی جی
انیا :، یعنی کلی سیببب
دامیان : هی یکم جدی باش نمیخوام ببازم احمق احمق احمق
انیا : اعع خودتم نمیتونی بک جمله ی ساده رو حل کنی
دامیان : اگه راست میگی خودت حلش کن
بکی و ایون نه اون دوتارو تعقیب میکردم "
بکی : هییی بازم مثل همیشه
ایون : آه اون دختره ی بی دست و پا باعث میشه ارباب دامیان استلا نگیره
بکی: هی خفه شو حواست باشه به انیا ی من جی میگی پسره ی دیوث
ایون:هی
بکی : هی و مرض
ایون : جم کن بابااااا《 با داد 》
دامیان : هی تو صدایی شنیدی صورتی ؟
یکی به ایون : هی دهنتو و ببند اون ها نباید بفهمن ما داریم تعقیبشون میکنیم
دامیان : هی ذهنشون و بخون
انیا : برو باباااا
ایون : هیی خرگوشی اونها دارن جی پج پج می‌کنن ؟
بکی : دارن عشقشون و بهم اعتراف میکنننن
ایون : آه حال بهم زن اونها اصلا بهم ......اع صبر کن ببینم
بکی : دیدی جشم هاس کورتو باز کن اونها خیلی بهم میان خیلی هم شبیه همن تو اون جاقالو 《امیل》 سعی نکنید جلوی دامیان و بگیرید
ایون :هیییی جقدر احمقی
انیا : هیی پسر دوم مواظب باش
انیا میپره رو دامیان
دامیان گوجه شده میگه : هییی جی....جیکا..ر می..کن...
انیا قرمز شده : ااع ببخشید اونجا یک عنکبوت بود
از روش بلند شد
دامیان : هااااا عنکبوت کو کو کجاستتتتت
انیا : آنقدر می‌ترسی
دامیان : نه نه من فقط جندشم میشه آره اره نم ..نمیترسم
بکی اون ور : هییی صب صبر کن ببینم اون ها هر دوشون سرخ شدنننننننننن من ذوققققق
ایون : نه احمق این عادیه ارباب دامیان وقتی خجالت میکشه سرخ میشه اون کلا از همه خجالت میکشه تو برو دوست هول دهاتی تو جمع کن آخه کدوم دختری از ۱۲ سالگی شروع میکنه افتادن رو پسر ها .
بکی :آهای وقتی جیزی نمیدونی ■
●○●●○●○●○●○●○●●●○
■■■■■■■■■
☆☆☆▪︎▪︎▪︎▪︎☆☆☆☆☆☆☆
خب سیسی ها این هم از پارت ۳۳ الان بارت بعدی و میزارم آنلاینین منتظر باشین
دیدگاه ها (۲)

ببخشید دوستان بارت ۳۴ و نزاشتم یکبار نوشتم اما ارسال نشد با...

کله پوک صورتی ✨️پارت ۳۴انیا و دامیان به دریاچه رسیده بودن در...

کله پوک صورتی پارت ۳۲هندرسون :مسابقه ی به این صورته که ما به...

ببخشید دوستان دیر شد برق نبود نت هم نبود الان بارت جدید و می...

کله پوک صورتی ✨️پارت ۴۴ 《 فصل دوم پارت ۲ ادامه 》از زبان دامی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط