𝓹𝓪𝓻𝓽 11

𝓹𝓪𝓻𝓽 11
رای ها
ایزوکی هیکارو 40٪
ایزوکی تا اینو دید با غرور به ات نگاه میکرد تا اینکه رای مینسو پدیدار شد
پارک مینسو 5٪
هیکارو ام که میدونست دیگه پوزش به خاک مالیده شده سعی کرد حرصشو مخفی کنه ولی زیاد موفق نبود تا اینکه نمره ات پدیدار شد رو صفحه
کیم ات 55٪
مینسو رفت جلو دست اتو گرفت و با ذوق گفت
مینسو: ات من میدونستم تو میتونی بدون من همیشه طرفدار پروپا قرصتم
ات:ولی من همچنان منتظر دیدن آیدلیتم (با خنده)
مینسو: (لبخند)
ات رفت کنار هیکارو وایستاد و مچ دستش رو گرفت و درگوشش گفت
ات: نظرت چیه کی بود میگفت رایا اشتباه شده و من با پارتی اومدم الان دیدی من لیاقت عضو هشتم شدنو دارم
آروم دست هیکارو رو ول کرد و همونجوری بهش بای بای نشون داد
ات رفت لباساشو عوض کرد(عکس میدم)
اول رفت سمت خوابگاه
اعضا درو باز کردن
نامی: عالی بودی دختر
شوگا: معرکه بودی خوب پوزه اون هیکاروعرو به خاک مالیدی
جین: خیلی خوب بودی
جیهوپ: ترکوندی دختر
ات: نه بابا اونقدرام خوب نبودم
جیمین: شکست نفسی میکنی
ات: نه بابا این چه حرفیه
کوک: راستی ات اتاقت امادس
ات ویو
تهیونگ در اتاقو باز کرد پشمام ریخت(عکس میدم)
ات: پشمام(فارسی)
ته: ها
ات: هیچی بیخیال
کوک: حالا خوشت میاد؟
ات: این معرکس آدم اصلا دلش نمیخواد ازینجا بیاد بیرون، ممنون
نامی: خواهش میکنَ.. میکنیم
ات: خب من دیگه برم به دوستام بگم
کوک: ات چمدونتو جمع کن شب میام دنبالت
رفتم خونه لباسامو عوض کردم (عکس میدم) زنگ زدم به همی و مبینا بیان اینجا
ویو نیم ساعت بعد
ویو ات
زنگ درو زدن رفتم و درو باز کردم دیدم...
☆☆☆
دیدگاه ها (۰)

𝓹𝓪𝓻𝓽 12.... ۱۸:٠٠درو باز کردم دیدم بچه ها اومدن اومدن تو و م...

𝓹𝓪𝓻𝓽13ات ویو رسیدیم شوگا: خب بریم بخوابیم ساعت دوازدهه هرکی ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 10یه هفته بعدات ویوامروز بلخره وقتش شد دفعه قبل کمتر اس...

𝓹𝓪𝓻𝓽 9ات ویوپی دی نیم: سلامات: سلام پی دی نیم جونم (نویسنده:...

𝓹𝓪𝓻𝓽27ات ویو کای صدام کرد برم پیشش بردم یه جای خلوتکای: ات م...

𝓹𝓪𝓻𝓽 ۲۴ات ویو دیدم ساعت یکه منم دیگه نمیکشم خواستم اسنپ *(هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط