دیشب تا ساعت 5 ويسگون بودم؛

دیشب تا ساعت 5 ويسگون بودم؛
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
صبح پا شدم دیدم
چشام شده کاسه خون
به لبم داغ جنون ،
به کنارم تو بمون ،
نرو با دیگری ...
اون آخریا صدای دستاشون نمیااااااااااد !!!!!!!
دیدگاه ها (۲۰)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p1ویو کوک°نور خور...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

دختر تنها{3}

I can be myself with himPart⁹⁴وقتی که نشستیم،تازه فهمیدیم بط...

رمان عشق ممنوع

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart:10ویو جینا با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط