دوست قدیمی که تبدیل میشه به

دوست قدیمی که تبدیل میشه به...........
کوک:مشتاق دیدار خانم کیم
ا.ت: همچنین آقای جعون (میدونم اشتباهه شکل دیگه نتونستم بنویسم)
کوک: خب بریم سر اصل مطلب جانگ من رو فرستاده تا حاش با شما معامله کنم
ا.ت:البته جونگهی بار ها
جونگهی:بفرمایید خانم
ا.ت:ببرش اون سمت و پول رو بگیر و بیا
جونگهی:چشم خانم
جونکهی رفت داد محموله رو(خودتون هروی خواستید فکر کنید برای محموله)
کوک:خیلی خب همه چی درسته
کوک:لوکاس
(لوکاس مثل جونکعی هست ولی دست راست جونگکوک امیدوارم فهمیده باشید)
لوکاس:بله ارباب
کوک:پول رو ببر
لوکاس :چشم قربان
لوکاس پول رو داد
ا.ت پول هارو شمرد و گفت
ا.ت:خب درسته همش کامله معامله ی خوبی بود خدانگهدار آقای جعون
کوک:همچنین خانم کیم
ویو کوک بعد معامله
عمو من رو فرستاد که جاش برم با ا.ت معامله کنم واقعا نمیدونم برای چی من بهش خیانت کردم و نمیخواستمش چون بعد چند بار برام خسته کننده شده بود ولش کن چرا دارم به اون فکر میکنم
ا.ت ویو
وای آقا چقدر خودش رو میگیره عن اقا (فیک هست وگرنه جرش میدادم)
اصلا به من چه اون به من خیانت کرد و ما از هم جدا شدیم و مثل دوتا غریبه بودیم
پرش به فردا ظهر
ویو ا.ت
توی پذیرایی عمارت نشسته بودم که گوشیم زنگ خورد جانگ بود جواب دادم
/مکالمه/
جانگ:به به خانم کیم
ا.ت:سلام حرفت آقای جانگ
جانگ:خیلی خب آروم باش یه مهمونی چیدم که همه ی مافیا ها هستن مکه میشه پر قدرت ترین مافیا اونم از نوع خانم در این مجلس نباشه
ا.ت:خیلی کی و ساعت چند (سرد یادم رفت بگم کلا سرد حرف میزد)
جانگ :خیلی خب ساعت هشت عمارت من آدرس.....
(یچیزی تصور کنید من نمیدونم🤣)
/پایان مکالمه/
.
.
.
.
.
.
.

پرش به فردا
ویو ا.ت
ساعت نزدیک هفت بود پاشدم یه دوش بیست مینی گرفتم و ....
.
.
.
.
.
.
خیلی خب بسه دیگه با اینکه شرط هارو ترسوندید ولی بازم من گذاشتم حالا شرط ها
لایک :۵
کامنت:۲
و همین نظرتون درمورد فیک چیه خوبه یا بد؟؟
دیدگاه ها (۱)

استایل کوکفقط بدون کاپشن

استایل ا.ت برای معامله

part 8

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط