پارت

#پارت۱۴

رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥

تهیونگ: تهیونگ هستم و شما؟
الی: قربان شما هستید ببخشید
ا/ت: کیه؟
الی: تهیونگ هست
ا/ت: اههه این موقع شب چی میخواد آخه اه

الی رفت طبقه بالا و منم رفتم درو باز کردم خودمم می‌دونم کار احمقانه‌ای ای بود ولی دیگه چه میشد کرد

ا/ت: این موقع شب چی میخوای دم‌ خونم هان؟
تهیونگ: علیک سلام
ا/ت: باشه حالا با ادب سلام
تهیونگ: جواب؟
ا/ت: جواب چی؟
تهیونگ: پیشنهادی که دادم
ا/ت: پسر تو واقعا روانی هستی فردا بهت جواب میدم خدا نگهدار

درو بستم و منم رفتم طبقه بالا که دیدم الی خوابه منم خوابیدم تا فردا صبح که با زنگ ساعت گوشیم از خواب بیدار شدم الی رو بیدار کردم و صبحانه خوردیم میخواست بره شرکت که منم باهاش رفتم دم شرکت که رسیدیم الی گفت

الی: ببین ممکنه که تهیونگ ازت جواب پیشنهاد رو بخواد بهش جواب مثبت بدی ها اگر جواب مثبت ندی اسکلی ،
ا/ت: خیلی خوبه که من به اسکلم
الی: آییش اصلا به من هر گ..و..ه...ی دوست داری بخور

ایشی گفتم و رفتیم داخل در دفتر تهیونگ رو زدم اما منشی گفت که تهیونگ نیست تشکر کردم و منتظر موندم بیاد بعد از یک ساعت سر کلش پیدا شد رفت داخل دفتر کارش و بعد منم پشت سرش رفتم داخل

تهیونگ: جوابت خانوم ا/ت؟
ا/ت: جوابم نه هست
تهیونگ: خیلی خوب باشه مشکل نیست
ا/ت: خدا نگهدار

از دفتر کارش بیرون آمدم اما تعجب کردم بودم به همین راحتی قبول کرد هیچ اسراری هم نکرد هعی

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

#پارت۱۳رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥ا/ت: یه آدم خوب نه یه مزاحم مزا...

#پارت۱۲رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥من عاشقت شدم ا/ت من خیلی وقت بو...

رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥#پارت۸ تهیونگ بود؟ نه خدایا دارم اشتبا...

Love in the dark②⑦رفتم داخل اتاقم از خوشحالی و هیجان نمیدونس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط