بمیــــری روزگار...

بمیــــری روزگار...

داغ نـــدیدی که بدانی...

ســــوختن ، درد دارد…

یاری نداشـــتی که بدانی…

جدایـــــی یعنی مرگ...

اشـــکی نریختی که بدانی…

نمکــــزار گونه ها ...

پیرت میکند...

نفریـــــــن به روزی کــه...

عشــــــق شد بازیچه ی...

دســـــتان ِ دغل بازت....!
دیدگاه ها (۱)

عشقــــممردانگیــــت را بر تـن و روحـــم حـک کـنایـنجـــا در...

تو شدی نبضِ قلم ، خونِ رگم جوهر آن جوهری هست ولی نیست تپش در...

خدا را چه دیدیشاید شدشاید یک شب رفتی پشت پنجره ، موهایت را ر...

امشب از دلبرکم بوسه ی لب می خواهمگرمی عشق ز یک کوره ی تب می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط