شوقی به جهانم نیست

شوقی به جهانم نیست
دیدی که چها کردی

حرفی به زبانم نیست
عمرم به فنا کردی

رسوای جهان گشتم
سوسو ی نگاهم رفت

روزی که مرا با غم
تنها تو رها کردی....

┄┄┅┅✿❀•❀✿┅┅┄┄

┄┄┅┅✿❀•❀✿┅┅┄┄
دیدگاه ها (۱)

گفتی مگر به خواب ببینی رخ مرا دیوانه از خیال تو خوابم نمیبرد...

نه فراقت را طاقتم هست و نه تحمل دردت یارا....ای کاش بمیرم و ...

پشت این "روز ها" اگر "فردایی" نباشد...!!!پشت این "ابرها" ...

حس کردم که چقدر دلم واسه خودم تنگ شده...!تلخ ترین حس دلتنگی،...

من از چه میترسم؟ از چشمانت آری درست شنیدی از آن دو قهوه ای س...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط