بزن گیتار که غم دارم
بزن گیتار که غم دارم
تب دستاشو کم دارم
بخون این قصه ی تلخی ...
که واسه هرشبم دارم
بزن گیتار به یاد اون ...
که دنیا مو پر از غم کرد
به یاد اون که خودخواهیش
منو با غصه همدم کرد
بزن گیتار به یاد اون که چشمم
از غمش خیسه
که دستام از نگاهش هربار یه درد تازه مینویسه
بزن گیتار که غمگینم به دم آروم نمیگیرم
تب دستاشو کم دارم
بخون این قصه ی تلخی ...
که واسه هرشبم دارم
بزن گیتار به یاد اون ...
که دنیا مو پر از غم کرد
به یاد اون که خودخواهیش
منو با غصه همدم کرد
بزن گیتار به یاد اون که چشمم
از غمش خیسه
که دستام از نگاهش هربار یه درد تازه مینویسه
بزن گیتار که غمگینم به دم آروم نمیگیرم
- ۱۹۶
- ۰۸ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط