رمان ماه زیبای من پارت
رمان ماه زیبای من پارت²
*بکی و آنیا و دامیان میرن سر کلاس ریاضی*
آنیا:خیلی خسته م
بکی:چرا آنیا؟
آنیا:دامیان اصلا به من اهمیت نمی ده
بکی:اونو ول کن
آنیا:آخه من من....
بکی:نکنه عاشق دامیان شدی؟
آنیا:نه نه
بکی:من که میدونم
آنیا:باشه
معلم ریاضی:سر کلاس حرف نزنید
بکی:ببخشید معلم
*۲۰ دقیقه بعد زنگ تفریح می خورد*
آنیا:امم بکی میشه لطفا دنبالم نیای؟
بکی:خب باشد
آنیا:پسررر دوم
دامیان:چی شده؟
آنیا:میشه یکم با هم حرف بزنیم
پایان پارت دوم منتظر پارت بعد باشید💚
*بکی و آنیا و دامیان میرن سر کلاس ریاضی*
آنیا:خیلی خسته م
بکی:چرا آنیا؟
آنیا:دامیان اصلا به من اهمیت نمی ده
بکی:اونو ول کن
آنیا:آخه من من....
بکی:نکنه عاشق دامیان شدی؟
آنیا:نه نه
بکی:من که میدونم
آنیا:باشه
معلم ریاضی:سر کلاس حرف نزنید
بکی:ببخشید معلم
*۲۰ دقیقه بعد زنگ تفریح می خورد*
آنیا:امم بکی میشه لطفا دنبالم نیای؟
بکی:خب باشد
آنیا:پسررر دوم
دامیان:چی شده؟
آنیا:میشه یکم با هم حرف بزنیم
پایان پارت دوم منتظر پارت بعد باشید💚
- ۱.۸k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط