هنوز ز شوق نگاهت جوانه میریزد

هنوز ز شوق نگاهــت جوانــه میریــــزد
دلم برای دیدن چشمت بهانــــه میریــــزد
تو ای شبیه لیلی من به وقت دلتنگــــی
بیا که بی تو غم از هر کرانه میریـــزد
تمام شد وسعت صــــبرم چــــرا نمی آیـــی
برای آمدنت سبد سبد ترانــــه میریــزد
من همنشین سکوت کویرم ،‌کویر تنهایــــــی
چرا که قصة‌خود تنهایی خود مخفیانه میریزد
من وشقاوت صیاد روزگار در جنگیــــــم
که هر چه نفرت است براه آشیانه میریـزد
به دشت چشم تو بوته ها چه بی برگنـــد
دیدگاه ها (۶۵)

مد چشمت بی شتابم می کندموج این دریا حبابم می کندباز لبخند تو...

دلگرمی یعنیشش دانگِ آغوشتبخورد تا ابد به نامم..

دیدن چشمانتدُردانه‌ترین شعر کوتاه من است❤ ❤ ❤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط