#اخرین_پیچ

#اخرین_پیچ
#پارت_10

- شوکه نشو پسر ...... این هر لحظه آدمو سورپرایز می‌کنه از این به بعد قبلش آماده باش ....( پوزخند)

تهیونگ: باید همین کارو کنم ......

- خب خانوم پارک میگی که امشب میشه با این ماشین مسابقه داد؟

+ اره میشه! فقط باید پیستوله های ماشین پورشه رو بزارید روش .....

جیمین: فک نکنم به این ماشین بخوره

+ چرا میخوره

تهیونگ: اگه اینجوری باشه موتور ماشین داغ می‌کنه امکان داره ماشین بره رو هوا .....

+ دور تا دور موتور رو یخ می‌زاریم اینجوری راحت میتونیم کارو انجام بدیم

نیکول: ات یخا زیر یک ثانیه آب میشه!

+ وقتی ماشین روشن نشده چطوری میخواد آب بشه؟! ما قبل از اینکه روشنش کنیم دور تا دورش رو یخ می‌زاریم راحت .....
۵۰٪ ضدیخ / ضدجوش
۵۰٪ آب مقطر
اینم یک ترکیب خوب.

تهیونگ: خب اگه یخ آب بشه بریزه توی کل موتور ماشین .......

+ یخ هارو کیسه بندی میکنم! بهم اعتماد کنید نگران نباشید ! حتی بخاطر اون کیم عوضی هم که شده ....( یهو به خودش میاد)

تهیونگ: تو اونو می‌شناسی؟!

- بچه ها تمومه بریم بیرون ....( کوک بحثو عوض می‌کنه)

جیمین: ات تو اونو ....( کوک صداش میزنه)

جیمین: اومدم....

- ات ما میریم ماشین به دست تو ببینم چیکار میکنی

+ باشه جئون جونگ کوک( لبخند)

- فایتینگ!

ویوی ات

کل روز رو داشتم با ماشین ور میرفتم تا اینکه به شب رسیده بود .......
به ماشین لم دادم و غروب شده بود و از اونجایی که کلوپ جئون جونگ کوک بالای کوه روبه روی دریا هست ترکیب دریا، غروب خورشید و جنگل ها منظره رو زیبا کرده بود .....

- تموم شد؟! ( میاد کنار ات)

+ اوه .... اره

- بیا بخور جون بگیری ....( بهش نوشیدنی میده)

+ ممنون

- حالت گرفتس چیزی شده؟!

( ناگهان حرف جیمین میاد توی ذهن ات: اون به هرکسی اهمیت نمیده!)

+ امممم هیچی .....

- اگه به کیم اون سو فکر می‌کنی  نگران این موضوع نباش! من ازت محافظت می کنم! باشه؟

+ اگه بابام همراهش باشه ......

- عمرا نمیزارم .... نمیزارم حتی یک تار مو از سرت کم بشه!

( قلب ات ضرباتش نامنظم شد و بغض کرد چون تا حالا کسی این جوری بهش توجه نکرده بود یکم احساس تنهایی می کرد ولی توی قلبش یک نقطه امید به وجود اومد اون نقطه جئون جونگ کوک بود )

- اوه ، عذرخواهی میکنم چیز بدی گفتم؟!( نگران میشه)

+ نه نه ..... فقط .... تاحالا کسی باهام اینجوری رفتار نکرده بود( می‌خنده)

- اوه .... گریه نکن تو دختر قوی هستی!

+ معلومه .....

تهیونگ: بیاید سوار ماشین هاتون بشید بریم ......

- توی ماشین گریه نکنی هاااا ممکنه تصادف کنی

+ باشه

( همه سوار ماشین هاشون میشن و می‌رن به سمت منطقه کورس )

( چند مین بعد)

اون سو: جئون جونگ کوک عوضی با دار و دستش اومد ......

ویوی کوک

قبل از اینکه به اینجا بیام به تمامیه افرادم گفتم که اونجا باشن و فقط ات رو دید بزنن تا کسی بهش کاری نداشته باشه ...... و از همه مهم تر اون اون سو عوضی! امشبو می‌دونم باهات چیکار کنم!

( هر چهارتا ماشین هاشون رو ی گوشه نگه میدارن و پیاده میشن)

لایک و نظرتون درباره فیک = انرژی من بیشتر میشه ⚡
همانا خداوند و نویسنده کامنت گزاران را دوست می دارند.
دیدگاه ها (۴)

شب تولدم فصل 3پارت 4پسره: باشه حالا چرا ناراحتی ات: چون تو ر...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

انتقام سخت Part: 3جونگ کوک: جونگ اون خوابید بیا ات: باشه سری...

پارت ۸ 🖤جیمین با عصبانیت به جونگ‌کوک نگاه کرد.— «بهت اعتماد ...

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏همه توی اتاق جلسه بودنتهیونگ ساکت نشسته بود و ...

چند پارتی درخواستی

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط