#1#پارت یک
#1#پارت یک
از زبون آنا
درنا-اه اه بچه ها من دیگه نمیکشم آقا بسه دیگه زیاد تست زدیم من مطمئنم
معماری قبول می شیم اینو بهتون قول می دم
هانا-سارا سارا الان سقف می ریزه رو سرمون. درنا آخه بدبخت از 100 تستی که می زنی 99 تا شون که اشتباه اون یکی هم شانسی درست در میاد
درنا-نخیرم اون یکی رو بلدم که میزنم حالا اینا رو ول کن میاین بریم کافه؟
سارا-من که چهار پایم
هانا-منم موافقم با تور کردن پسرا نه با کافه!!! برم مخ بزنم ایول
سارا_که مخ بزنی ها؟
درنا- ای خدا؟ زمونه رو میبینی؟ قبلا پسرا مخ دخترا رو می زدن الان دخترا مخ پسرا رو می زن.ای خدا
سارا-آنا تو چی موافقی؟
موافقیییییییییییییییی؟ آنا باااا تو همممممممم
من-ا چرا داد میزنی روانی😤 😤 😤 😤
اه گند زدی به هرچی محاسبات بود
درنا-اوه اوه خانوم درس خون
هانا-آنا مییاتی یا نه ما می خوایم بریم
من-کج می رین؟
سارا-داستان تموم شده این هنوز میگه لیلی زنه یا مرده .
درنا-خب معلومه دیگه لیلی زنه
از اسمشم معلومه خخخخخخ 😂 😂 😂 😂 😂
سارا -میریم کافه میای
من-معلومه که ...... میاممممممم
درنا-زود باشین امادشین
همه - باشه
........................................................
من-ا درنا اون روژ رو بده به من
درنا-نمیتام
من-بده
درنا-نمی خوام بدم می خوام اودم بزنم (با لحت بچه گونه)
من-خب بده منم بزنم دیگه
درنا-نمی خوام
من- درنااااااااااااااااااااااااااااااااااا
درنا-جونم عجیجمممممممممممم
من-مرض اون روژه منه بده به من
درنا-خو که چی روژه تو به رخ من می کشیی. بیا اینم مال تو
پرت کرد به سمتم
من-مرررررررررررررررسی 😚 😚
درنا-فقط
من-فقط چی؟
درنا-بازش کن😈 😈 😈
بازش کردم چییییییییییییییییییییییی؟!
چرا این نصفه شده اخ درنا می کشمت
من-درنا میکشمتتتتتتت
درنا-آرزو بر جوانان عیب نیست خخخخخخ
از اتاق با سرعت جت رفت بیرون منم با سرعت یوز پلنگ پشت سرش می دویدم
اصلاعات عمومی:😂 😂 😂 😂
ما الان خونه درناییم ما چون کنکور داریم هر روز میریم خونه یکی از اکیپمون و مثلا درس میخونیم ولی در واقعیت منو سارا درس می خونیم هانا با بی افش چت میکنه و درنا که طبق معمول شیطونی میکنه
من-درنا درنا جان من وایسا دیگه قلبم نمی کشه
درنا-نمی تام اگه وایسم منو میکشی
راست میگفت اگه وای می ستاد زندش نمی زاشتم
از عمارت زد بیرون رفت تو باغ و منم دنبالش
من-درنا درنا من تسلیم 😓 😓
درنا-تسلیم شدی هانننن🙂 🙂
من- آره فقط
درنا- فقط چی؟
زود گرفتمش دستمال رو از تو جیبم در آوردم و رژش رو پاک کردم
من-یا باید هر دومون می زدیم یا هیچکدوممون
و بعد ولش کردم
درنا- آنا خدا بگم چیکارت کنه
من-عاشقم کنه؟
درنا- به نظرت زود نیست هنوز 17 سالته ها
من-اه شوخی کردم تو که میدونی من چقدر از پسرا بدم میاد عق تازه مگه ما قول ندادیم تا 24 سالگی ازدواج نکنیم اگر هم کردیم... خخخخخ
درنا- به راستی که راست میگویی
من- بسه بریم حاضر شیم که الان سارا ما رو میکشه......
(دوستان گلم زمان پارت گذاری نامعلوم ولی قول میدم هر روز یه پارت بذارم و پارت سوپرایزی هم داریم. امید وارم از این رمان خوشتون بیا )
نویسندگان: دو دوست صمیمی سارا و آنا
از زبون آنا
درنا-اه اه بچه ها من دیگه نمیکشم آقا بسه دیگه زیاد تست زدیم من مطمئنم
معماری قبول می شیم اینو بهتون قول می دم
هانا-سارا سارا الان سقف می ریزه رو سرمون. درنا آخه بدبخت از 100 تستی که می زنی 99 تا شون که اشتباه اون یکی هم شانسی درست در میاد
درنا-نخیرم اون یکی رو بلدم که میزنم حالا اینا رو ول کن میاین بریم کافه؟
سارا-من که چهار پایم
هانا-منم موافقم با تور کردن پسرا نه با کافه!!! برم مخ بزنم ایول
سارا_که مخ بزنی ها؟
درنا- ای خدا؟ زمونه رو میبینی؟ قبلا پسرا مخ دخترا رو می زدن الان دخترا مخ پسرا رو می زن.ای خدا
سارا-آنا تو چی موافقی؟
موافقیییییییییییییییی؟ آنا باااا تو همممممممم
من-ا چرا داد میزنی روانی😤 😤 😤 😤
اه گند زدی به هرچی محاسبات بود
درنا-اوه اوه خانوم درس خون
هانا-آنا مییاتی یا نه ما می خوایم بریم
من-کج می رین؟
سارا-داستان تموم شده این هنوز میگه لیلی زنه یا مرده .
درنا-خب معلومه دیگه لیلی زنه
از اسمشم معلومه خخخخخخ 😂 😂 😂 😂 😂
سارا -میریم کافه میای
من-معلومه که ...... میاممممممم
درنا-زود باشین امادشین
همه - باشه
........................................................
من-ا درنا اون روژ رو بده به من
درنا-نمیتام
من-بده
درنا-نمی خوام بدم می خوام اودم بزنم (با لحت بچه گونه)
من-خب بده منم بزنم دیگه
درنا-نمی خوام
من- درنااااااااااااااااااااااااااااااااااا
درنا-جونم عجیجمممممممممممم
من-مرض اون روژه منه بده به من
درنا-خو که چی روژه تو به رخ من می کشیی. بیا اینم مال تو
پرت کرد به سمتم
من-مرررررررررررررررسی 😚 😚
درنا-فقط
من-فقط چی؟
درنا-بازش کن😈 😈 😈
بازش کردم چییییییییییییییییییییییی؟!
چرا این نصفه شده اخ درنا می کشمت
من-درنا میکشمتتتتتتت
درنا-آرزو بر جوانان عیب نیست خخخخخخ
از اتاق با سرعت جت رفت بیرون منم با سرعت یوز پلنگ پشت سرش می دویدم
اصلاعات عمومی:😂 😂 😂 😂
ما الان خونه درناییم ما چون کنکور داریم هر روز میریم خونه یکی از اکیپمون و مثلا درس میخونیم ولی در واقعیت منو سارا درس می خونیم هانا با بی افش چت میکنه و درنا که طبق معمول شیطونی میکنه
من-درنا درنا جان من وایسا دیگه قلبم نمی کشه
درنا-نمی تام اگه وایسم منو میکشی
راست میگفت اگه وای می ستاد زندش نمی زاشتم
از عمارت زد بیرون رفت تو باغ و منم دنبالش
من-درنا درنا من تسلیم 😓 😓
درنا-تسلیم شدی هانننن🙂 🙂
من- آره فقط
درنا- فقط چی؟
زود گرفتمش دستمال رو از تو جیبم در آوردم و رژش رو پاک کردم
من-یا باید هر دومون می زدیم یا هیچکدوممون
و بعد ولش کردم
درنا- آنا خدا بگم چیکارت کنه
من-عاشقم کنه؟
درنا- به نظرت زود نیست هنوز 17 سالته ها
من-اه شوخی کردم تو که میدونی من چقدر از پسرا بدم میاد عق تازه مگه ما قول ندادیم تا 24 سالگی ازدواج نکنیم اگر هم کردیم... خخخخخ
درنا- به راستی که راست میگویی
من- بسه بریم حاضر شیم که الان سارا ما رو میکشه......
(دوستان گلم زمان پارت گذاری نامعلوم ولی قول میدم هر روز یه پارت بذارم و پارت سوپرایزی هم داریم. امید وارم از این رمان خوشتون بیا )
نویسندگان: دو دوست صمیمی سارا و آنا
- ۵.۸k
- ۱۰ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط