Hidden Melody in Midnight Seoul

Hidden Melody in Midnight Seoul
p.23

(از زبون جونگ‌کوک)

امروز یکی از سخت‌ترین روزهام بود. صبح زود جلسه داشتم و سعی کردم تمرکز کنم، ولی هر بار که یکی چیزی می‌گفت، ذهنم می‌رفت سمت ا.ت. یاد لبخندش، یاد وقتی که زیر بارون چتر رو بهش دادم، یاد شب‌هایی که با هم موسیقی کار می‌کردیم. همه چیز تو سرم پخش شده بود.

(غمگین و خسته)

بعد از جلسه رفتم استودیو. هدفون رو گذاشتم و سعی کردم کار کنم، ولی هیچ ملودی‌ای درست درنمی‌اومد. همه آهنگ‌ها غمگین می‌شدن. یه ترک ساختم و اسمش رو گذاشتم «بارون بدون تو». وقتی گوش دادم، خودم هم نتونستم تحمل کنم. دردم رو توش شنیدم.

عصر که شد، دوباره گوشی رو چک کردم. هیچ پیام جدیدی از ا.ت نبود. دلم فشرده شد. رفتم بیرون و بدون هدف رانندگی کردم. رسیدم به همون پارک که اولین بار درست کنار رودخونه نشسته بودیم. روی همون نیمکت نشستم و به آب نگاه کردم.

(دلتنگی عمیق)

-ا.ت کجایی؟ چرا اینقدر فاصله افتاد بینمون؟

یاد حرف‌هاش افتادم، وقتی گفت از دروغ بدش میاد. حق داشت. منم از خودم بدم می‌اومد که نتونستم از اول همه چیز رو بهش بگم. شاید اگه گفته بودم، الان اینجوری نمی‌شد. شاید هنوز با هم بودیم و داشتیم با هم می‌خندیدیم.

شب که خونه رسیدم، دوش گرفتم و رفتم رو تخت. گوشی رو برداشتم و چت رو باز کردم. ساعت‌ها به پیام‌های قدیمی نگاه کردم. از اولین پیام بعد از بارون گرفته تا پیام‌هایی که با قلب و ایموجی فرستاده بود. اشک تو چشمام جمع شد ولی نذاشتم بریزه.

(غم سنگین)

- ا.ت... اگه این پیام رو می‌خونی، بدون که هر روز بهت فکر می‌کنم. دلم برات تنگ شده، انقدر که گاهی نفس کشیدن سخت می‌شه. منتظرتم. هر چقدر طول بکشه صبر می‌کنم.

پیام رو فرستادم و گوشی رو خاموش کردم. دراز کشیدم و به سقف خیره شدم. بارون دوباره شروع به باریدن کرده بود. صدای قطره‌ها روی پنجره مثل یه لالایی غمگین بود.

(دل شکسته)

امیدوارم فردا جواب بدی بارون... امیدوارم.............
ادامه دارد............
امیدوارم لایک ها و کامنت ها مثل قبل بترکه🤍🤍
دیدگاه ها (۵۷)

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.12(از زبون نویسنده: رابطه...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.13(از زبون نویسنده: جونگ‌...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.22(از زبون جونگ‌کوک)این روز...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.21(از زبون نویسنده: غم داره...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.25(از زبون جونگ‌کوک)هدیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط