شرم ب ر آن دست ی ک ردش مآن

شـَـَـَـَـَـَـَـَـَـَـَـرم ب ـَر آن دَست ـی ک ِ ردَشـ مآنـد بـَر تـَن ــَم .. آه اَز آن کـوچ ـه هآ ک ـه بُن بستـ بودَن ــَم ...

۲۳:۰۸
دیدگاه ها (۲)

بـالـا سـَرَمـ دو تـا اَبـر سـاختـَمـ اَ #دودکهـ بهـ هـَمـ ن...

بـآزـی هآـیِ بَچِهـ گونِهـ دآرِهـ میشِهـ فَـرآموـش..۲۳:۱۳

رـوز هآستـ که اَز خوـآبّ بَر میخیزَمـ ... َاَمـآ بیدـار نمی ...

زنـدگیـ م اَز لَـحظآتِــ تـکـرآرـی پُـرـه۲۳:۰۵

دست مرا گرفتیـــــــــد تا یادتان بمانم از روی خاکــــ بردید...

رفته بودم موهامو کوتاه کنم، چون دیگه حوصله ی موی بلند و نداش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط