زندگیِ من آرام می گذشت.

زندگیِ من آرام می گذشت.

اتفاقی نمی افتاد..!
تا این که سکوتی تمامِ وجودم را دگرگون کرد!
بی صدا آفتابی شد.. و دستِ مرا گرفت و به راهِ نوشتن کشید!
آری سکوت!
سکوتی که مشحونِ تحمل هاست..
سکوتی که از دنیا بریده است!
کاش نبود.. اما وجودِ من آن را شدیدتر می کند.
آی..! ای سکوتی که بی رحمانه مرا غرقِ محبت می کنی!
نمی خواهم.. محبت نمی خواهم!
دیدگاه ها (۱۰)

ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و رفتنمی...

رها🦋 ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و ر...

بهرام محمدی؛ دکترینِ عشقِ مطلق (معمارِ هندسه‌یِ قدرت)• ─────...

آرامش همیشه در شلوغیِ حرف‌ها نیست...گاهی در سکوتی پیدا می‌شو...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

فراتر از خویش

از دشمنان تا عاشقان

رز آبی پارت ۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط