عضو جدید اژانس یک گربه ای پارت

عضو جدید اژانس یک گربه ای؟! ( پارت ۶ )
نائومی: چطوره اسم شو بزاریم یونا؟
یوسانو: یونا؟.... اسم قشنگیه، ولی همون ابی بهتر نبود؟
اتسوشی: نه یونا اسم خوبیه. بهتره همین اسم رو براش بزاریم.
گربه کمی سرش رو خم کرد...
گربه: میاووو~ ( اره از این اسم خوشم میاد )
دازای: یونا؟!... واقعا؟!... همون سمج که خوب بود
گربه دوباره عصبی میشه
گربه: هییییییسسسس ( تو یکی دهنتو ببند )
نائومی: خب معلوم شد که گربه از اسم یونا بیشتر خوشش میاد! پس همین اسم رو براش میزاریم.
نائومی اروم میره سمت گربه و بغلش میکنه
نائومی: خب گربه خانم از این به بعد یونا صدات میکنیم، به اژانس خوش اومدی!
تانیزاکی: یعنی الان اون عضو غیر رسمی هستش؟
اتسوشی: فکر کنم اره دیگه....
یوسانو: چه رسمی یا غیر رسمی فعلا باید ازش مراقبت کنیم.
گربه ( تو ذهنش ): فکر کنم الان یک اسم دارم.... یونا.... ولی این هیچ چیز رو تغییر نمیده من همچنان باید از اینجا بزنم بیرون! هرطور که شده و با هر روشی....
گربه از بغل نائومی میپره پایین و میره تا اطراف رو یک نگاهی بندازه
گربه ( تو ذهنش ): همممم~ چیکار کنم؟.... اینجا چیز های زیادی برای شکستن نداره.... اها! یافتم~ حیحیحیحیحیحیحی
گربه میره سمت میز دازای...
گربه ( تو ذهنش ): این چیز میز های سفید اسمشون چی بود خدایا؟..... اها یادم اومد بانداژ. این دازای هم انگار خیلی از اینا داره...
گربه میپره روی میز دازای و میره سمت بانداژ ها
دازای که میفهمه سریع میره تا گربه رو متوقف کنه
دازای: وایسا گربه سمج! به اون بانداژ ها دست نزنننننن!
ولی قبل از اینکه بتونه گربه رو بگیره، گربه ی بانداژ رو با با دهنش برمیداره و فرار میکنه
گربه دور تا دور اژانس رو میدوئه و اون بانداژ هم مثل روبان پشتش حرکت میکنه و همه جا پر بانداژ میشه
گربه اخرش وقتی بانداژ تو دهنش تموم شد دوباره میپره رو میز دازای و میشینه رو بقیه بانداژ ها
دازای سعی میکنه بانداژ هاشو پس بگیره ولی گربه عصبی میشه
گربه ( عصبی ): هییییییسسسسس ( برو اونور اینا دیگه اسباب بازی های منن! )
یوسانو: هه... به نظر میرسه یونا از بازی کردن با بانذاز های دازای خوشش اومده
نائومی: بانداژ.... ولی چرا بانداژ؟
گربه با یک میو جواب نائومی رو میده ( گرچه نائومی متوجه نمیشه )
گربه: میاااوو~ ( چون بهترین راه برای اذیت کردن این مرتیکه هستش )

پایان پارت ۶
*خب دوباره جای بدی تموم کردم ولی خب اهمیتی نمیدم و دوباره تا فردا یا پس فردا خبری از ادامه داستان نیست ( دروغ )*
.
#کوکی #ارت #ارتیست #ارت_دیجیتال #ارت_دیجیتالی #گاچا #گاچالایف #گاچاکلاب #گاچا_لایف #گاچا_کلاب #سگ_های_ولگرد_بانگو #اژانس_کارراگاهی_مسلح #سوکوکو #شین_سوکوکو #چویا #دازای #اتسوشی #اکوتاگاوا #کیوت #چالش
دیدگاه ها (۲)

زارت جدی-✨✨خب چطور شده؟اممممم... احساس میکنم افتضاح شده....🗿...

خب ادامیدم....هوراااااا🎀✨✨........#کوکی #ارت #ارتیست #ارت_دی...

خب اینم ی معرفی....خدافظ🎀🎀✨✨

some randome thing....نمیدونم اینو همینطوری الان کشیدم🤓🎀✨✨

عضو جدی آژانس یک گربه اس؟! ( پارت ۵ )*گربه هنوز حسابی عصبی و...

عضو جدید اژانس یک گربه هست؟! ( پارت ۹ )*سکووووووووت*یونا: او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط