کاش کسی پیدا می شد.....
کاش کسی پیدا می شد.....
و بالهای پرنده خیالم را می چید....
تا اینقدر به این طرف و آن طرف نپرد....
کاش می نشست روی میزم و آرام می گرفت....
حرف نمی زد....
کاش راضی می شد به هر آنچه هست....
و نا امید می شد از هر آنچه که می خواست....
دلم برایش می سوزد....
همیشه در حال بال بال زدن است....
خنده ام می گیرد از این همه انرژی و امیدش....
نمی داند که دیگر....
من مثل گذشته نه پر از انرژیم نه پر از....
من خسته ام....
کاش پرنده این را می فهمید....
و بالهای پرنده خیالم را می چید....
تا اینقدر به این طرف و آن طرف نپرد....
کاش می نشست روی میزم و آرام می گرفت....
حرف نمی زد....
کاش راضی می شد به هر آنچه هست....
و نا امید می شد از هر آنچه که می خواست....
دلم برایش می سوزد....
همیشه در حال بال بال زدن است....
خنده ام می گیرد از این همه انرژی و امیدش....
نمی داند که دیگر....
من مثل گذشته نه پر از انرژیم نه پر از....
من خسته ام....
کاش پرنده این را می فهمید....
- ۷۹۰
- ۱۲ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط